تبليغاتX
سرسپرده 2 ( شعر و ... ) - میراث عشق
ديگران رو ببخش نه بخاطراينكه انها سزاوار بخشش تو هستند بلكه فقط بخاطر اينكه تو سزاوار آرامشي<< زرتشت

خواستی که خنده باشه تموم لحظه هامون
چی شد که من نخواستم با هم باشن دلامون
گذاشتی پای عشقت ، تموم داشته هاتو
چی شد که من ندیدم خواهش و گریه هاتو

تو گفتی ، نشنیدم ، خوبیاتو ندیدم
حالا که دل بریدی ، به خواستنت رسیدم
خیال می کردم اون روز که عاشقت نمی شم
کاشکی بازم دوباره ، بیای بمونی پیشم

سپردی احساستو به قلب سرد و خسته ام
کجایی تا ببینی چشم انتظار نشستم
میراث عاشقی رو ، تو توی دلم گذاشتی
به حرفت که رسیدم ، فرصت برام نذاشتی

همیشه کار من بود ، گناه بی وفایی
ای بی وفاتر از من ، محتاجتم کجایی (کجایی)

میراث عاشقی رو ، تو توی دلم گذاشتی
به حرفت که رسیدم ، فرصت برام نذاشتی

 ^P.T.S^

لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت 10:2 قبل از ظهر توسط پژمان |


::بلاگفا.كام::

موزیک

نایاب ترین کدهای جاوا و قالب

JavaScript Codes
set as your home page